Friday, August 6, 2010

چند تنبیه

در این پست مجددا گزارش تنبیه زنها را می خوانیم
My misbehavior was spending to much money yesterday. My husband and I have talked about the importance of staying within our budget several times. Our last discussion on the subject gave me a warning that I was be punished if I did not pratice this sel-control, I failed at it yesterday and had to confess such to my HOH after he got home from work.

He reminded me of what I was promised if it happened again and sent me to our bedroom to prepare for my spanking. Using the loppy john, he spanked me hard while lecturing me about self-discipline. I then had to give him the receipts of everything I bought and was sent to the corner (nude) to think about my misbehavior. Afterwards, I had to write an essay on fiances and the importants of self-control. My husband circled the items on the reciepts I have to return to the stores today, this will put me back in budget. My HOH also made me read one of Sir LovingDD's article about spanking to prevent misbehavior. He then informed me I would be receiving such spankings before I go shopping anywhere, until I can learn to control my spending, this will include an additional spanking today, before I return items so I will pratice self-control.
My bottom is very sore and tender this morning, loppy j always does that to me. What hurts most though is me disappointing my husband. I will strive to make him very proud of me and will learn this lesson WELL.
رفتار ناشایست من خرج کردن مقدار زیادی پول دیروز بود.من و شوهرم بارها باهم درباره اهمیت رعایت کردن بودجه مان صحبت کرده ایم. در آخریین صحبت شوهرم به من اخطار داد که اگر نتوانم خودم را کنترل کنم تنبیه خواهم شد. من دیروز متکب این عمل شدم و می بایست وقتی شوهرم از کار به خانه بازگشت به آن اعتراف کنم.او به من یاد آوری کرد که در صورت تکرار این مساله چه قولی داده بودم و مرا به اتاق خواب فرستاد تا برای اسپنک آماده شوم او مرا به سختی با استفاده از لوپی جانی اسپنک کرد و در همان حال برایم  ازاین که باید خودم رابه نظم در آورم سخنرانی می کرد. سپس من می بایست رسید چیزهایی را که خریده بودم به او می دادم و برهنه در گوشه بایستم و درباره کار بدم فکر کنم. پس از آن من می بایست یک انشا در مورد امور مالی و ضرورت کنترل خود بنویسم. شوهرم چیزهایی را که من می بایست امروز به مغازه پس دهم تا بودجه را رعایت کرده باشم را جمع آوری کرد. شوهرم همچنین مرا وادار کرد تا یکی از مقالات سایت را درباره اسپنک برای جلوگیری از کار بد را بخوانم.او به من گفت که از این به بعد من چنین اسپنکی را هر بار پیش از خرید رفتن دریافت خواهم کرد تا اینکه یاد بگیرم ولخرجی ام را کنترل کنم. این شامل یک اسپنک اضافه در امروز پیش از بازگرداندن چیزها می شود. به این ترتیب من کنترل خود را تمرین می کنم.  باسن من امروز بسیار دردناک و حساس است لوپی جانی همیشه باعث این مساله می شود چیزی که بیشتر مرارنج می دهد این است که من شوهرم را نا امید کردم. من سعی خواهم کرد که باعث سربلندی او شوم و این درس را به خوبی خواهم آموخت
My misbehavior was overdrawing our account to be about $100 which was compunded by hiding the overdraft notice.
My punishemnt was broken into three segements in one evening. All was done naked.
1. 50 strokes with the Spencer paddle over the chair a corner time break
2. 50 strokes with HOH belt bent over the arm of the couch to total overdraft then corner time
3. a long hard spanking with leather strap spread eaagle on the bed - it seemed to last forever that was for hiding the notice which was considered lying.

When my discipline was finished I am required to thank my HOH for his time and attention as well as apologize for my errors and what I learned from my punishemnt.

It may seem harsh but it is not an offense I will commit again. Generally it takes one or two harsh spankings and I do not return to that behavior for some time.
کار بد من عبارت بود از اضافه برداشت از حسابمان به مبلغ 100 دلار به همراه پنهان کردن اخطار اضافه برداشت
تنبیه من به سه قسمت که در یک بعد از ظهر انجام شد تقسیم شد که همگی در حالیکه من برهنه بودم انجام شد
ضربه با پدل اسپنسر بر روی یک صندلی و بدنبال آن یک زمان گوشه ایستادن 50
50ضربه با کمربند شوهرم در حالیکه بر روی تخت خم شده بودم برای تمام اضافه برداشت بدنبال آن یک زمان گوشه ایستادن
یک اسپنک سخت طولانی بر روی تخت با تسمه چرمی این مرحله که به نظر می رسید برای همیشه ادامه داشته باشد برای پنهان کردن اخطار بود که دروغ به حساب می آمد
پس از پایان یافتتن تنبیه من می بایست از بابت وقت و توجه شوهرم تشکر کنم و همچنین بخاطر اشتباهاتم و آنچه از تنبیه آموخته بودم معذرت خواهی کنم
این تنبیه ممکن است خشن به نظر رسد ولی من دوباره این گناه را مرتکب نخواهم شد.عموما این یک یا دو اسپنک خشن را در بر داشت و من به آن رفتار برای مدت زمانی باز نخواهم گشت

I was punished this morning. My HOH informed me last night I would receive a daily matience spanking, I am having a hard time submitting to him, and he and his mentor feels a daily spanking will help. One of the rules he set was that I would not whine or become sassy about my spankings. We are leaving to go on a cruise this afternoon and I thought we could forgo the spanking until we got to where we are going. When I tried to protest, my HOH reminded me I had broken a rule and was to be spanked. I was sent to retrieve the strap, undress, and sit on the bed and wait for him.

My HOH came in and made me stand before him and tell him why I was getting a spanking. He then made me lay across the pillow on the bed where he gave me a firm spanking, that brought me to tears. He always spanks me past the tears because he feels that is when I am learning my lesson the most.
After the spanking, I spent ten mins in the corner. When he gave me permission to leave the corner he told me make sure I packed the loppy johnny, because vacation would not stop him from doing his duty.

Once again I have learned at the hands of my husband that when I disobey, I pay. I am stubborn, and he is helping me to break that resolve. I hope the benefits of this mornings session is that I will be a more submissive wife. I will be traveling on a tender bottom today, and it's all my fault. My HOH is determined to help me and I once again am very ashamed of my behavior.
من امروز صبح تنبیه شدم. شوهرم دیشب به من اطلاع داد که من اسپنک مراقبت روزانه دریافت خواهم کرد. من زمان سختی برای تسلیم بودن به او داشتم شوهرم و مربی اوو فکر می کنند که یگ اسپنک روزانه به این مساله کمک خواهد کرد یکی از قوانینی که او گذاشته است این است که من در مورد اسپنکهایم گله و پررویی نکنم.  ما امروز بعد از ظهر قصد داریم به یک سفر دریایی برویم و من فکر می کردم تا زمانیکه به مکانی که داریم می رویم برسیم از اسپنک صرفنظر خواهد شد.وقتی من سعی کردم اعتراض کنم شوهرم یاد آوری کرد که من یک قانون را شکسته ام و باید اسپنک شوم او مرا فرستاد تا تسمه رابیاورم لخت شوم و روی تخت بنشینم و منتظر او باشم
شوهرم آمد و به من گفت که مقابلش بایستم و بگویم که چرا اسپنک می شوم. سپس مرا وادار کرد که بر روی متکا بر روی تخت  دراز بکشم و او مرا به شدت اسپنک کرد که مرا به گریه انداخت. او همیشه مرا پس از گریه اسپنک می کند زیرا او فکر می کند که این زمانی است که من درسم را به خوبی فراگرفته ام . پس از اسپنک منم 10 دقیقه در گوشه ایستادم. وقتی او به من اجازه داد که گوشه را ترک کتم گفت که مطمئن شوم که لوپی جانی را در بارها گذاشته ام زیرا   تعطیلات او را از انجام وظیفه اش باز نخواهد داشت
یکبار دیگر من در دستهای شوهرم آموختم که وقتی نافرمانی کنم بهای آن را خواهم پرداخت.من خیره سر هستم و شوهرم به من کمک می کند که این مشکل حل شود. امیدوارم که جلسه امروز صبح باعث شود که من بیشتر یک زن مطیع شوم. من امروز با یک باسن حساس مسافرت می کنم و این به خاطر خطای من است. شوهرم تصمیم دارد که به من کمک کند و من یکبار دیگر از رفتارم خیلی شرمنده ام 


دختر تپلی said...

خوب بود. ولی قبلیه بهتر بود.‏

Anonymous said...

khube mozate up hato tanavo bede plz

dard said...

بله خوندم وبلاگتونو. جالبه
مرسی که اومدین

Anonymous said...

به نظرتون بهتر نیست قبل از اینکه بازم به نوشتن این متن تنبیه ها ادامه بدید
اصول رابطه رو بگید؟؟؟

Anonymous said...

kheyli aliye
edame bede

Anonymous said...

kheyli aliye
edame bede

Anonymous said...

ممنون لطفا از داستانهای ارباب و کنیز هم بگذارید

Anonymous said...

سلام خیلی خوبه.میشه یه پست کامل درباره ی انواع اسپنک ها در حالات مختلف و چگونگی انجام اونا بنویسی؟

Ali Shafizadeh said...

اگه دوست داشته باشید میتونم شمارو اسپنک کنم